من در این وبلاگ قصد توهین و جسارت به هیچ خواننده ای را ندارم و همه ی آن ها برای من عزیز هستند و در مکتب ستار آموخته ام که به هر خواننده ای حتی اگر یک طرفدار هم داشته باشد احترام بگذارم (هر چند برخی از طرفداران داریوش در وبلاگ های خود تا توانسته اند به ستار اهانت کرده اند اما آن ها الگوی من نیستند) بنابراین آن چه در این بخش می نویسم تنها برای روشن شدن حقایقی است که شاید برخی از دوستان به آن کمتر توجه دارند .

       یکی از مقایسه های بی جایی که از دیر هنگام در موسیقی ما وجود داشته و هنوز هم گه گاه به گوش می رسد مقایسه ی ستار و داریوش و در کنار هم قرار دادن این دو هنرمند است . به نظر من این مقایسه سخت بی جاست و دلایلی هم دارم که به عرضتان می رسانم :

      ۱- قبول دارم که صدای داریوش دارای سوز خاصی است که در مواقعی واقعا انسان را تحت تاثیر قرار می دهد ولی هنر داریوش در همین جا یعنی خواندن ترانه های غمگین و پر سوز و گداز به پایان می رسد در حالی که ستار علاوه بر این که این هنر داریوش را در حد اعلا داراست و ترانه های غمگین او زبانزد خاص و عام است سایر سبک های موسیقی پاپ را نیز اعم از شاد و نیمه شاد به زیبایی هرچه تمام تر اجرا می کند و توانایی اش در حد ترانه های غمگین محدود نمی شود . در این جا این نکته را متذکر می شوم که به عقیده ی من خواندن ترانه های شاد به هیچ وجه کسر شان خواننده ای تلقی نمی شود . شاید طرفداران داریوش از این که ستار ترانه های شاد خوانده بر او خرده بگیرند اما آیا وقتی خواننده ای توانایی خواندن این گونه ترانه ها را دارد و با خواندن آن ها می تواند دل غمگین هموطنانش را شاد کند شایسته است که فقط به خواندن ترانه های غمگین بپردازد و غم و اندوه دیگران را بیفزاید ؟ به قول خود ستار که می گوید : حالا که من می توانم چنین آهنگ هایی را بخوانم چرا فقط به خواندن آهنگ های غمگین اکتفا کنم ؟! پس مطمئن باشید که اگر صدا و توانایی های داریوش هم اجازه می داد در خواندن ترانه های شاد تردید نمی کرد . آن چه در خواندن این گونه آهنگ ها سزاوار نیست پافراتر نهادن از دایره ی اخلاق و شئونات فرهنگی است که صد البته ستار هرگز چنین نکرده است .

      ۲- هنر واقعی ستار در شناختن موسیقی سنتی و دستگاه ها و ردیف های آن و خواندن تصنیف های بسیار در این زمینه است که نیازی به تذکر نیست که خوانندگانی چون داریوش هیچ تخصص و شناختی در این زمینه ندارند و کاملا پیاده اند . لازم به ذکر است که از دیدگاه موسیقی شناسان اصیل و واقعی هنر یک خواننده در سنتی خواندن اوست که نمود پیدا می کند که در این زمینه هم باید ستار را از داریوش فراتر نهاد .

       ۳- داریوش متاسفانه در برهه ای از زندگی خویش دچار برخی مشکلات شخصی و خانوادگی گردید که سخت به وجهه ی او آسیب زد . از مهم ترین آن ها می توان به اعتیاد داریوش اشاره کرد که خواه و ناخواه باعث اعتیاد و انحراف بسیاری از جوانان این مرز و بوم گردید . درست است که اکنون داریوش ظاهرا این مشکل خود را برطرف کرده و حتی گویا موسسه ی ترک اعتیاد هم زده است اما به هر حال تاثیرات منفی اعتیادش را در جامعه ی ایران نمی توان نادیده گرفت . از نظر خانوادگی هم داریوش دچار ناهنجاری هایی در زندگی شخصی خود بوده است که همگی از آن اطلاع داریم . با توجه به این موارد است که من ستار را که در زمینه ی اخلاقی و خانوادگی هیچ یک از این مشکلات را نداشته و همانطور که قبلا هم گفته ام از سالم ترین هنرمندان ایران تلقی می شود از داریوش برتر می دانم . 

       ۴- از نظر تحصیلات عالی و دانشگاهی هم همه می دانیم که ستار از داریوش بالاتر است و اعطای دکترای افتخاری در رشته موسیقی از یکی از معتبرترین دانشگاه های اروپا نیز مهر تاییدی است بر برتری ستار نه تنها بر داریوش بلکه بر تمام خوانندگان ایران !

       ۵- آن چه به داریوش برای محبوبیت و شهرتش بیش از صدایش کمک کرده به نظر من اولا قیافه ظاهری اوست که در نظر بسیاری از جوانان پر جاذبه است و در ثانی ژست های خاص اوست در سخن گفتن و خواندن و ... و خلاصه حاشیه ی داریوش به مراتب از اصل کار او بیشتر است و تبلیغاتی هم که روی او صورت گرفته به مراتب از ستار بیشتر می باشد . همچنین مخالفت های دائمی او با هر رژیمی که روی کار می آید وجهه ای سیاسی به او بخشیده که باز به نظر من دور از حقیقت است و از عوامل شهرت او گشته است . اما ستار در کار حاشیه پردازی نیست و آن چه او را از داریوش ممتاز می کند هنر خوانندگی و شخصیت استثنایی اوست . ستار به هرکجا که رسیده از هنر خویش رسیده است نه آن که نان قیافه و ژست های ظاهری خود و اداهای بی جای سیاسیش را خورده باشد .

        با همه ی این مسائل من به داریوش به عنوان یک خواننده ی پیش کسوت احترام می گذارم و این چند نکته را هم که بیان کردم همان طور که در ابتدا گفتم برای روشن شدن برخی از مسایل بود و گرنه همه ی خوانندگان و هنرمندان در نزد من محترمند . در پایان هم می گویم که ستار و داریوش از ذخایر موسیقی ما می باشند که احترام به هر یک حرمت گذاشتن به دیگری است و بی احترامی به هریک بی حرمتی به دیگری تلقی می شود .

 

 

شهر غم ( این ترانه را ستار و داریوش هر دو اجرا کرده اند )   

خسته و دربدر شهر غمم

شبم از هر چی شبه سیاه تره

زندگی زندون تنگ کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره 

***

چی می شد اون دستای کوچیک و گرم

رو تنم دست نوازش می کشید

بستر تنهایی و سرد منو

بوسه ی گرمی به آتش می کشید

چی می شد تو خونه ی کوچیک من

غنچه های گل غم وا نمی شد

چی می شد هیچ کسی تنهام نمی ذاشت

جز خدا هیچ کسی تنها نمی شد  

***

من هنوز دربدر شهر غمم

شبم از هر چی شبه سیاه تره

زندگی زندون تنگ کینه هاست

رو دلم زخم هزار تا خنجره